و من دور شده ام از تو

آنقدر دور که دیگر هیچ جایی در خوابهای آشفته این شبهایم نداری

در آنسوی تاریکیها نوریست که مرا میترساند

به خود میکشاندم

و میترسم که این نیز زاییده تاریکی های خیالم باشد

خیالی که اینروزها به گمان واقعیت مرا اسیر دروغهایش کرده

درآنسوی تاریکیها نوری مرا بخود فرا میخواند……

حسام حاتمی

آذر 90

پستهاي مشابه :

  • دور دستها. . .دور دستها. . . میخواهم دور شوم از تو دور شوم از خودم دووور دوور […]
  • مشقهاي خط خطي…مشقهاي خط خطي… مشقهاي خط خطي فكرهاي آشفته دستهاي لرزان و راه نيمه […]
  • حسرت گذشته ها …حسرت گذشته ها … حال که دستهاي پر مهرت را ندارم حال که ديگر مرا […]
  • کابوسهایمکابوسهایم شریک همیشگی لحظاتم ، ... کابوسهایم... بغضهای فروخورده […]
  • با من بمیربا من بمیر تا به اخر این این قصه با من باش رج به رج این غصه را […]

۵ دیدگاه به “آنسوی تاریکیها…”

ارسال دیدگاه

موضوعات:
وبلاگی برای تمام فصول:

به پاس حفظ حرمت انسانی و احترام به حقوق یکدیگر لطفا مطالب وبلاگ را تنها با نام و لینک دسترسی به "وبلاگی برای تمام فصول" ذکر نمایید.
با تشکر-حسام حاتمی

درددل:
  • در دلم زخمی است نه به عمق يک چاه يا بيکرانگی آه به انداز هی لانه ی پرنده ی کوچکی است که به آن سوی سادگی پريد شعر روی جلد: از سروده های زندان

    - #
  • بگذار عشق خاصیت تو باشد
    نه رابطه خاص تو با کسی......

    - #
  • آنکه نتواند به نیکی پاس هر مخلوق داد .......... از چه کرد این آفرینش را مگر مجبور بود ؟!

    - #
  • دین همچون شراب است. آن چنان را آن چنان تر می کند. حیوان ها را حیوان تر و انسان ها را انسان ت

    - #
  • بچه که بودم همیشه فکر می کردم چقدر بزرگن این آدما...و ترسیدم!

    اما بزرگتر که شدم٬ دیدم چقدر کوچیکن...و ترسیدم!

    - #
از مطالب جدید باخبر شوید :
جستجو :
گفتگو با من:
وضع آپتایم سرور من:
تضمین تراکنشهای مالی توسط: