مدتی است که با هر قدم

قدمی بیشتر از خودم

جا میمانم

مدتی است

پادرگل مانده ام

وروزهای عمر کبوتروار

از بالای سرم میگذرند

پستهاي مشابه :

  • باید رفتباید رفت این فاصله را پیمودم   مابین عشق و فراموشی را مابین […]
  • درختدرخت آن درخت رسیده به افلاک را میبینی چگونه در دل این جنگل […]
  • آغازم کن…از نوآغازم کن…از نو من همچو نقطه ای در پایان سطری شاید.. تو بیا و آغازم […]
  • درد بی درماندرد بی درمان گاهی بدترین درد برایم عظم به نوشتن و عجز از روایت […]
  • بال گشودمبال گشودم و من بال گشودم به دنبالت... در سفری که مقصدش […]

۲ دیدگاه به “حرف دل”

ارسال دیدگاه

موضوعات:
وبلاگی برای تمام فصول:

به پاس حفظ حرمت انسانی و احترام به حقوق یکدیگر لطفا مطالب وبلاگ را تنها با نام و لینک دسترسی به "وبلاگی برای تمام فصول" ذکر نمایید.
با تشکر-حسام حاتمی

درددل:
  • در دلم زخمی است نه به عمق يک چاه يا بيکرانگی آه به انداز هی لانه ی پرنده ی کوچکی است که به آن سوی سادگی پريد شعر روی جلد: از سروده های زندان

    - #
  • بگذار عشق خاصیت تو باشد
    نه رابطه خاص تو با کسی......

    - #
  • آنکه نتواند به نیکی پاس هر مخلوق داد .......... از چه کرد این آفرینش را مگر مجبور بود ؟!

    - #
  • دین همچون شراب است. آن چنان را آن چنان تر می کند. حیوان ها را حیوان تر و انسان ها را انسان ت

    - #
  • بچه که بودم همیشه فکر می کردم چقدر بزرگن این آدما...و ترسیدم!

    اما بزرگتر که شدم٬ دیدم چقدر کوچیکن...و ترسیدم!

    - #
از مطالب جدید باخبر شوید :
جستجو :
گفتگو با من:
وضع آپتایم سرور من:
تضمین تراکنشهای مالی توسط: