آبان ۲۵ ۱۳۸۸
خیام
در پرده اسرار کسی را ره نیست زین تعبیه جان هیچ کس آگه نیست
جز در دل خاک هیچ منزلگه نیست می خور که چنین فسانه ها کوته نیست
آبان ۲۵ ۱۳۸۸
در پرده اسرار کسی را ره نیست زین تعبیه جان هیچ کس آگه نیست
جز در دل خاک هیچ منزلگه نیست می خور که چنین فسانه ها کوته نیست
توسط تبعیدی دست باد • درگوشی های خودمانی • ۱
به پاس حفظ حرمت انسانی و احترام به حقوق یکدیگر لطفا مطالب وبلاگ را تنها با نام و لینک دسترسی به "وبلاگی برای تمام فصول" ذکر نمایید.
با تشکر-حسام حاتمی
در بغداد روزی مستی افتاده بود و طاقت رفتن نبودش از مستی. شیخ جنید برگذشت. چشم آن مست بر شیخ افتاد و شیخ را نیز بر وی افتاد. مست شرم داشت گفت: یا شیخ! چنین که هستم می نمایم تو چنانکه می نمایی هستی؟
- #گر می نخوری طعنه مزن مستان را بنیاد مکن تو حیله و دستان را
تو غره به آن مشو که می می نخوری صد لقمه خوری که می غلام است آنرا
در پرده اسرار کسی را ره نیست زین تعبیه جان هیچ کس آگه نیست
جز در دل خاک هیچ منزلگه نیست می خور که چنین فسانه ها کوته نیست
آذر ۰۳, ۱۳۸۸ @ ۲۰:۵۲:۳۴
جز بی خبری در همه عالم خبری نیست….فریاد مکن داد مزن دادگری نیست
[پاسخ]