آذر ۲۷ ۱۳۸۸
خواب. . .
خواب میبینم که گریه میکند.
از خواب میپرم، چشمانم از اشک خیس است.
مدتهاست که میدانم، “من” دیگر وجود ندارد،
جسم من، روح من، قلب من، هیچ چیز و همه چیز.
همه چیز در”او” خلاصه شده است.
آذر ۲۷ ۱۳۸۸
خواب میبینم که گریه میکند.
از خواب میپرم، چشمانم از اشک خیس است.
مدتهاست که میدانم، “من” دیگر وجود ندارد،
جسم من، روح من، قلب من، هیچ چیز و همه چیز.
همه چیز در”او” خلاصه شده است.
توسط تبعیدی دست باد • روزمره گیها • ۴ • برچسب ها: اشک, قلب من, گریه
به پاس حفظ حرمت انسانی و احترام به حقوق یکدیگر لطفا مطالب وبلاگ را تنها با نام و لینک دسترسی به "وبلاگی برای تمام فصول" ذکر نمایید.
با تشکر-حسام حاتمی
برگ در انتهای زوال می افتد و ميوه در انتهای کمال بنگر که چگونه می افتی چون برگه زرد يا سيب سرخ
- #شما میتوانید انسانی را زندانی کنید، ولی اندیشه[اش] را نه.
میتوانید انسانی را تبعید کنید، ولی اندیشه[اش] را نه.
میتوانید انسانی بکشید، ولی اندیشه[اش] را نه.
بینظیر بوتو
از م پرسید : حالت چطوره (به رسم عادت معهود)
اینبار مثل همیشه جواب نشنید !!
گفتم : نمیدونم !! فرق خوبی با بدی رو درک نمیکنم !؟
و باز هم خواهم گفت :نمیدونم.
در دنیایی که همه چیز توش گم شده !
حسام.ح
و چه دشنامیست زندگی در میان آنانکه
مصلحت را
فدای حقیقت میکنند.
ح.حاتمی
... عشق همه ی آن چیزی است که در ما نیست بدون حتی یک وجب مکث اضافی .
- #
آذر ۲۸, ۱۳۸۸ @ ۱۸:۱۸:۵۸
شعر زیبایی رو در سایتی خوندم،با این مضمون
روز و شب فکر توام ، در خواب میبینم تو را / خواب شب پوج است ، من بیدار میخواهم تو را.
[پاسخ]
آذر ۲۹, ۱۳۸۸ @ ۱۲:۴۷:۵۰
سلام مطلب جالبی بود به ما هم سر بزن
[پاسخ]
دی ۰۷, ۱۳۸۸ @ ۲۳:۱۲:۴۳
kheyli sakhte to fekre yek nafar bashi o saret ro kenare kase dgyi bezari.
tahamole in zajr avare…adamo mitterekone…
vahshatnakeee
[پاسخ]
تیر ۲۶, ۱۳۸۹ @ ۱۴:۱۹:۰۷
خیلی زیبا بود
اومه بودم برای منابع ارشد اما حالا………………
[پاسخ]