من از کدام تبارم ؟
در اندیشه هایم غوطه ورم
در فکر فردایی که هیچگاه به چشم ندیده ام
و به دیروزی که مانند نسیمی گذشت و من لذت خنکای آن را درک نکردم
آمدم و ندانستم از کدام تبار و سلسلسه وطایفه ام
اما آیا براستی من از تبار درد ،از سلسسله ی رنج و از طایفه ی اندوهم ؟
نمیدانم ؟
چهارشنبه یازدهم مرداد ۱۳۸۵ -حسام حاتمی-

پستهاي مشابه :

یک دیدگاه به “نمیدانم !!”

ارسال دیدگاه

وبلاگی برای تمام فصول:

به پاس حفظ حرمت انسانی و احترام به حقوق یکدیگر لطفا مطالب وبلاگ را تنها با نام و لینک دسترسی به "وبلاگی برای تمام فصول" ذکر نمایید.
با تشکر-حسام حاتمی

درددل:
  • برگ در انتهای زوال می افتد و ميوه در انتهای کمال بنگر که چگونه می افتی چون برگه زرد يا سيب سرخ

    - #
  • شما می‌توانید انسانی را زندانی کنید، ولی اندیشه[اش] را نه.
    می‌توانید انسانی را تبعید کنید، ولی اندیشه[اش] را نه.
    می‌توانید انسانی بکشید، ولی اندیشه[اش] را نه.
    بی‌نظیر بوتو

    - #
  • از م پرسید : حالت چطوره (به رسم عادت معهود)
    اینبار مثل همیشه جواب نشنید !!
    گفتم : نمیدونم !! فرق خوبی با بدی رو درک نمیکنم !؟
    و باز هم خواهم گفت :نمیدونم.
    در دنیایی که همه چیز توش گم شده !
    حسام.ح

    - #
  • و چه دشنامیست زندگی در میان آنانکه
    مصلحت را
    فدای حقیقت میکنند.
    ح.حاتمی

    - #
  • ... عشق همه ی آن چیزی است که در ما نیست بدون حتی یک وجب مکث اضافی .

    - #
از مطالب جدید باخبر شوید :
جستجو :
بیشترین دانلودها
جدیدترین فایلها
گفتگو با من:
وضع آپتایم سرور من:
تضمین تراکنشهای مالی توسط: