آذر ۲۳ ۱۳۸۸
نمیدانم !!

در اندیشه هایم غوطه ورم
در فکر فردایی که هیچگاه به چشم ندیده ام
و به دیروزی که مانند نسیمی گذشت و من لذت خنکای آن را درک نکردم
آمدم و ندانستم از کدام تبار و سلسلسه وطایفه ام
اما آیا براستی من از تبار درد ،از سلسسله ی رنج و از طایفه ی اندوهم ؟
نمیدانم ؟
چهارشنبه یازدهم مرداد ۱۳۸۵ -حسام حاتمی-
دی ۲۰, ۱۳۸۸ @ ۱۰:۳۰:۴۷
جوانه بزن…
رشد کن…
زیبا زندگی کن…
وقت تولد دوباره ی توست…
*تولد دوباره*
[پاسخ]