تیر ۵ ۱۳۸۹
بیا بگذریم
بیا بگذریم
از این هجو نامانوس زمان
وزین مردار افکار
و رها کن این زن یائسه را
که حاصلی نخواهد افکند
این جاده تاریک را تا به کی باید رفتن
و نرسیدن
و این اشعار از هم گسیخته را
تا به کی باید گفتن
و غم و اندوه را به دل خریدن
و ره به اشک نیالودن
و باده گسستن با یاد چشمهایش
و باز هم
اشک در این چشم مست
ره به گونه نخواهد برد
باده بر جای مینهم
و میگذرم . .
حسام حاتمی
تیر ۰۵, ۱۳۸۹ @ ۲۰:۳۰:۳۲
khoone tekoonye khoobi bood:)
[پاسخ]
تیر ۰۶, ۱۳۸۹ @ ۲۱:۲۰:۰۵
ali bod
[پاسخ]
تیر ۱۸, ۱۳۸۹ @ ۲۱:۰۵:۲۸
خیییلی عجیبه که شعر هم می گید،آخه بر نامه نویسا احساس ندارن.
پس شما یااستثنائی یا شعرا مال خودت نیست!!!
[پاسخ]
تبعیدی دست باد پاسخ در تاريخ تیر ۱۹م, ۱۳۸۹ ۴:۱۶ ب.ظ:
همه این اشعار متعلق به خود بنده هست .از کپی برداری بدون ذکر نام منبع در این وبلاگ همیشه خودداری شده و خواهد شد.
با تشکر از نظر شما .
[پاسخ]