و من دور شده ام از تو
آنقدر دور که دیگر هیچ جایی در خوابهای آشفته این شبهایم نداری
در آنسوی تاریکیها نوریست که مرا میترساند
به خود میکشاندم
و میترسم که این نیز زاییده تاریکی های خیالم باشد
خیالی که اینروزها به گمان واقعیت مرا اسیر دروغهایش کرده
درآنسوی تاریکیها نوری مرا بخود فرا میخواند……
حسام حاتمی
آذر ۹۰

سلام
شب یلدای گذشتتون مبارک
چه نوری؟
[پاسخ]
به درخشش مهتابم
حتی اگر بسان خورشید بودم
تو باز هم در اعماق سیاه چالت فرو میرفتی
[پاسخ]