آذر ۲۷ ۱۳۹۰
آنسوی تاریکیها…
و من دور شده ام از تو
آنقدر دور که دیگر هیچ جایی در خوابهای آشفته این شبهایم نداری
در آنسوی تاریکیها نوریست که مرا میترساند
به خود میکشاندم
و میترسم که این نیز زاییده تاریکی های خیالم باشد
خیالی که اینروزها به گمان واقعیت مرا اسیر دروغهایش کرده
درآنسوی تاریکیها نوری مرا بخود فرا میخواند……
حسام حاتمی
آذر ۹۰

دی ۰۲, ۱۳۹۰ @ ۲۳:۲۹:۴۰
سلام
شب یلدای گذشتتون مبارک
چه نوری؟
[پاسخ]
دی ۲۹, ۱۳۹۰ @ ۲۱:۴۹:۵۵
به درخشش مهتابم
حتی اگر بسان خورشید بودم
تو باز هم در اعماق سیاه چالت فرو میرفتی
[پاسخ]
فروردین ۱۰, ۱۳۹۱ @ ۱۸:۲۳:۰۶
سلام
نیستید؟!
سال نو بر شما مبارک باشه.
خوش باشید.
[پاسخ]
تبعیدی دست باد پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۱م, ۱۳۹۱ ۹:۵۷ ب.ظ:
مرسی لیلا جان
[پاسخ]
اردیبهشت ۰۹, ۱۳۹۱ @ ۱۴:۴۲:۱۷
سلاممممممممم
خونه نو مبارککککککککککک
اما عادت کرده بودیم به اون قبلیه یهو اون روزی دیدم عوض شده.سال نو.خونه ی نو.
اینم خیلی خوبه.روشنه.
[پاسخ]