مطالب موجود در مورد: ‘اشعار من’
و من دور شده ام از تو
آنقدر دور که دیگر هیچ جایی در خوابهای آشفته این شبهایم نداری
در آنسوی تاریکیها نوریست که مرا میترساند
به خود میکشاندم
و میترسم که این نیز زاییده تاریکی های خیالم باشد
خیالی که اینروزها به گمان واقعیت مرا اسیر دروغهایش کرده
درآنسوی تاریکیها نوری مرا بخود فرا میخواند……
حسام حاتمی
آذر ۹۰
پر از اشک .
دور مشو
در امتداد خوابم بمان ….
حسام حاتمی .مهر۹۰
آن درخت رسیده به افلاک را میبینی
چگونه در دل این جنگل سیاه قامت برافراشته
شاخه هایش سر به آسمان کبود نهاده اند
و ریشه هایش در دل این خاک سیاه عشق بازی میکنند
تنه ی پوست انداخته اش حکایت از عمری دارد ۳۰ یا ۴۰ ساله
آری میتوان زیست
در اعماق سیاهی ها
و سر به سپیدی ها نهاد
(- چه مسخره شد ! 
چند وقتی هست حرفی نزدم . سکوت اینروزهای وبلاگ رو به بزرگواری خود ببخشید . گاهی سکوت پر است از حرفهای ناگفتهو رازهای سر به مهر….درخت هم بهانه ای بود برای سلام و اینکه “زنده ام “
گاهی اوقات فرو میروی . . . .
فرو میروی در هجوی از کلمات
فرومیروی در آدمهای دور و برت
فرو میروی در دیوار روبرویت
در غمهایت
وشاید در دردهای آشکار و پنهان روحت
و نفوذ میکنی در دل شبی غریب که گویی تا عمق جانت میدود
و گم میشوی درتاریکیها
در آنچه هست و نیست
و میبینی آنچه تا به حال نمیدیدی
و میشنوی آنچه تا به حال نمیشنیدی
و کاش میشدبرای همیشه فرو رفت دراعماق شبی بی بازگشت ….
حسام حاتمی
*.متاسفانه گاهی شعرهام رو میبینم که بدون بردن حتی نامی از من کپی پیست میشن .امیدوارم شاهد اینگونه موارد نباشم






