آرشیو برای ‘با خوانندگان’ دسته ها

می خواستم زندگی کنم راهم رابستند

ستایش کردم گفتند خرافات است

عاشق شدم گفتند دروغ است

گریستم گفتند بهانه است

خندیدم گفتند دیوانه است

دنیا را نگه دارید می خواهم پیاده شوم(ااز اشعار دکتر شریعتی)

این خلاصه تمام  حرفهای این روزهایم است. یا حق

میلاد من
من آغاز شدم
از یک نقطه ی درد
در ناحیه ی رطوبت بستری سرد
که نقطه ی تلاقی خشم بود و نفرت.
آغاز شدم- بی آنکه کسی انتظار آغازم را کشیده باشد-
از لا به لای دندان ساییدن های پر فشار یک خشم
و نفس نفس زدن های پیا پی
که از گلوی نفرت به بیرون می خزید
و بوی گس مرگ می دا د و…
من آغاز شدم.
آری، آغاز شدم
همچون عقوبتی سخت، عقوبتی فرساینده و تلخ:
عقوبت سخت هم آغوشی تلخ میان دو نفرت.
و اکنون
سالهاست که با کوله باری از حجم زمان
در سرازیری رو به گور
گام به گام
ثانیه های مانده از کیفر آغازم را
روی سنگلاخ عمر می سایم
الهام محمدی- دی ۸۸ *
* خانم محمدی یکی از بازدید کنندگان خوب و پرذوق وبلاگی برای تمام فصول هستند ، شما هم اگر شعر و یا دلنوشته زیبایی دارید که مربوط به خودتون هست در قسمت ارتباط با من بیان کنید در صورت تایید به نمایش درخواهد اوومد.

همیشه از من باخبر باشید:
این وبسایت با انواع مرورگر موبایل سازگار وقابل مشاهده میباشد.
وبلاگی برای تمام فصول:

به پاس حفظ حرمت انسانی و احترام به حقوق یکدیگر لطفا مطالب وبلاگ را تنها با نام و لینک دسترسی به "وبلاگی برای تمام فصول" ذکر نمایید.
با تشکر-حسام حاتمی

درددل:
  • درد من تنهايي نيست؛

    بلكه مرگ ملتي است كه گدايي را قناعت؛

    بي عرضگي را صبر

    و با تبسمي بر لب اين حماقت را حكمت خداوند مي نامند.

    - #
  • بیدار شو... بیدار شو... برایت جز برگی سوخته و قلبی روبه خاکستر چیزی نمانده است... اینجا حکایت بیابان است و سراب آب... اینجا پاهای بی رمق است و جاده های نرفته... بیدار شو... حقیقت همین کابوسیست که خوابش می پنداشتی... به دستهایت نگاه کن... پر است از خالی! ناشناس

    - #
  • گاهی هست
    گاهی نیست
    وقتی هست، پیدا نیست
    وقتی نیست ، حتما هست
    نیست گاهی همان هستُ
    هست گاهی همان نیست است.
    مهم نیست
    کارش آمدن است به میل خود،
    خواست اش رفتن است به کار خویش
    می دانم
    اما می گویم نمی دانم
    سید علی صالحی

    - #
  • اگر نمی توانم هميشه مال تو باشم، اجازه بده گاهي ,زماني از آن تو باشم، و اگر نمي توانم گاهي زماني از آن تو باشم، بگذار هر وقت كه تو مي گويي,كنار تو باشم، اگر نمي توانم دوست خوب و پاك تو باشم، اجازه بده دوست پست و كثيف تو باشم، اگر نمي توانم عشق راستين تو باشم، بگذار باعث سرگرمي تو باشم، اما مرا اين طوري ترك نكن، بگذار در زندگي تو دست كم چيزي باشم... شل سیلور استاین

    - #
  • می‏پرسد چند تا دوست‏ام داری، می‏گویم یک تا. بغض کرده می‏پرسد یکی یعنی چقدر؟ می‏گویم یعنی خیلی زیاد،

    - #
بایگانی نوشته ها:
جستجو :
وضع آپتایم سرور من: