اردیبهشت ۲۳ ۱۳۸۹
جایی برای گم شدن . . .
همیشه نگرانم
نگران
آن لحظه
که لبخندت را گم کنم
آن انحنای جادویی لبانت را
لبخندت را از من مگیر
اردیبهشت ۲۳ ۱۳۸۹
همیشه نگرانم
نگران
آن لحظه
که لبخندت را گم کنم
آن انحنای جادویی لبانت را
لبخندت را از من مگیر
توسط تبعیدی دست باد • اشعار من • ۴ • برچسب ها: جايي براي گم شدن, لبخند تو
به پاس حفظ حرمت انسانی و احترام به حقوق یکدیگر لطفا مطالب وبلاگ را تنها با نام و لینک دسترسی به "وبلاگی برای تمام فصول" ذکر نمایید.
با تشکر-حسام حاتمی
در دلم زخمی است نه به عمق يک چاه يا بيکرانگی آه به انداز هی لانه ی پرنده ی کوچکی است که به آن سوی سادگی پريد شعر روی جلد: از سروده های زندان
- #بگذار عشق خاصیت تو باشد
نه رابطه خاص تو با کسی......
آنکه نتواند به نیکی پاس هر مخلوق داد .......... از چه کرد این آفرینش را مگر مجبور بود ؟!
- #دین همچون شراب است. آن چنان را آن چنان تر می کند. حیوان ها را حیوان تر و انسان ها را انسان ت
- #بچه که بودم همیشه فکر می کردم چقدر بزرگن این آدما...و ترسیدم!
اما بزرگتر که شدم٬ دیدم چقدر کوچیکن...و ترسیدم!
- #