برچسب های پست ‘فاضل نظری’
طفل زمین خورده
بغض فروخورده ام ،چگونه نگریم؟
غنچه پژمرده ام ،چگونه نگریم؟
رودم و با گریه دور میشوم از خویش
از همه آزرده ام ،چگونه نگریم؟
مرد مگر گریه میکند ؟چه بگویم ؟
طفل زمین خورده ام چگونه نگریم؟
تنگ پر از اشک و چشم های تماشا
ماهی دلمرده ام ،چگونه نگریم!
پرسشم از راز بیوفایی او بود
حال که پی برده ام ،چگونه نگریم ؟
Continue reading “آن ها(دیازپام روح۴)” »

به دریا میزنم شاید به سوی ساحلی دیگر مگر آسان نماید مشکلم را مشکلی دیگر
من از روزی که دلبستم به چشمان تومیدیدم که چشمان تومی افتنددنبال دلی دیگر
به هرکس دل ببندم بعد از این خود نیز میدانم به جزاندوه دل کندن نداردحاصلی دیگر
من از آغاز در خاکم نَمی از عشق میبینم مرا میساختند ایکاش،از آب و گلی دیگر
طوافم لحظه دیدار چشمان تو باطل شد من اما همچنان درفکر دور باطلی دیگر
به دنبال کسی جامانده از پرواز میگردم مگر بیدار سازد غافلی را،غافلی دیگر
شعر زیبایی را که خواندید ازکتاب شعر بسیار زیبای “گریه های امپراتور” اثر فاضل نظری بود.بر پشت جلد کتاب آمده:آدم خلیفه تنهای خداروی زمین است امپراتوری که گاهی باید برگردد به آخرین سلاحاش …. و سلاح او گریه است.
در ادامه چند شعر این شاعر رو براتون میارم .
