برچسب های پست ‘احمد شاملو’
آنقدر عطش رسیدن در وجودم بود
که عطش تشنگی از پام درآورد. . . .
حسام ح
atash.zip ( 451 بار دانلود)
(بد نیست دانلود کنید حتما لذت خواهید برد)
امروز یاد این شعر شاملو افتادم :
عقوبت جانکاه را چندان تاب آوردیم
آری
که کلام مقدس مان
باری
از خاطر
گریخت !
* آهنگ از مازیار فلاحی آلبوم “بذار دستاتو توو دستام”

و باز هم شروعی دیگر . . .
باوجود تمام مشکلات دست آخر وبلاگ را بالا آوردم،اینبار تنها شعرهایم را در اینجا نخواهید دید بلکه شعر تنها یکی از جنبه هایی است که شما در کنار جنبه های دیگر این وبلاگ مشاهده خواهید نمود.
شروع به کار را را با این شعر احمد شاملو به پایان میرسانم.
از رنجی خسته ام که از آن من نیست
بر خاکی نشسته ام که از آن من نیست
با نامی زیسته ام که از آن من نیست
از دردی گریسته ام که از آن من نیست
از لذتی جان گرفته ام که از آن من نیست
به مرگی جان می سپارم که از آن من نیست.
