آبان ۱۲ ۱۳۸۹
مرگ
از مرگ نترسید، از این بترسید که وقتی زنده اید چیزی درون شما بمیرد.
آبان ۱۲ ۱۳۸۹
از مرگ نترسید، از این بترسید که وقتی زنده اید چیزی درون شما بمیرد.
توسط تبعیدی دست باد • درگوشی های خودمانی • ۱
شهریور ۱۴ ۱۳۸۹
درد من تنهایی نیست؛
بلکه مرگ ملتی است که گدایی را قناعت؛
بی عرضگی را صبر
و با تبسمی بر لب این حماقت را حکمت خداوند می نامند.
توسط تبعیدی دست باد • درگوشی های خودمانی • ۱ • برچسب ها: گاندی
تیر ۲۵ ۱۳۸۹
بیدار شو… بیدار شو… برایت جز برگی سوخته و قلبی روبه خاکستر چیزی نمانده است… اینجا حکایت بیابان است و سراب آب… اینجا پاهای بی رمق است و جاده های نرفته… بیدار شو… حقیقت همین کابوسیست که خوابش می پنداشتی… به دستهایت نگاه کن… پر است از خالی! ناشناس
توسط تبعیدی دست باد • درگوشی های خودمانی • ۱
تیر ۲۱ ۱۳۸۹
گاهی هست
گاهی نیست
وقتی هست، پیدا نیست
وقتی نیست ، حتما هست
نیست گاهی همان هستُ
هست گاهی همان نیست است.
مهم نیست
کارش آمدن است به میل خود،
خواست اش رفتن است به کار خویش
می دانم
اما می گویم نمی دانم
سید علی صالحی
توسط تبعیدی دست باد • درگوشی های خودمانی • ۰ • برچسب ها: سید علی صالحی
تیر ۲۱ ۱۳۸۹
اگر نمی توانم همیشه مال تو باشم، اجازه بده گاهی ,زمانی از آن تو باشم، و اگر نمی توانم گاهی زمانی از آن تو باشم، بگذار هر وقت که تو می گویی,کنار تو باشم، اگر نمی توانم دوست خوب و پاک تو باشم، اجازه بده دوست پست و کثیف تو باشم، اگر نمی توانم عشق راستین تو باشم، بگذار باعث سرگرمی تو باشم، اما مرا این طوری ترک نکن، بگذار در زندگی تو دست کم چیزی باشم… شل سیلور استاین
توسط تبعیدی دست باد • درگوشی های خودمانی • ۱ • برچسب ها: شل سیلور استاین
تیر ۲۱ ۱۳۸۹
میپرسد چند تا دوستام داری، میگویم یک تا. بغض کرده میپرسد یکی یعنی چقدر؟ میگویم یعنی خیلی زیاد،
توسط تبعیدی دست باد • درگوشی های خودمانی • ۰
خرداد ۷ ۱۳۸۹
قومی متفکرند در مذهب و دین جمعی به گمان افتاده در راه یقین ناگاه منادیی در آید زکمین کای بیخبران راه نه آنست و نه این ( خیام )
توسط تبعیدی دست باد • درگوشی های خودمانی • ۲ • برچسب ها: خيام, دين
فروردین ۲۸ ۱۳۸۹
بیسوادان قرن ۲۱ کسانی نیستند که نمی توانند بخوانند و بنویسند بلکه کسانی هستند که نمی توانند آموخته های کهنه را دور بریزند ودوباره بیاموزند. “الوین تافلر”
توسط تبعیدی دست باد • درگوشی های خودمانی • ۰ • برچسب ها: الوين تافلر, بيسوادان قرن 21
اسفند ۱۷ ۱۳۸۸
بعد از این آشنایت هر کس است
باش اب او، یاد تو مارا بس است
توسط تبعیدی دست باد • درگوشی های خودمانی • ۰
اسفند ۱۶ ۱۳۸۸
او در خواب هم دیگر مرا نمیخواهد . . . .حسام.ح
توسط تبعیدی دست باد • درگوشی های خودمانی • ۰ • برچسب ها: خواب
به پاس حفظ حرمت انسانی و احترام به حقوق یکدیگر لطفا مطالب وبلاگ را تنها با نام و لینک دسترسی به "وبلاگی برای تمام فصول" ذکر نمایید.
با تشکر-حسام حاتمی
در دلم زخمی است نه به عمق يک چاه يا بيکرانگی آه به انداز هی لانه ی پرنده ی کوچکی است که به آن سوی سادگی پريد شعر روی جلد: از سروده های زندان
- #بگذار عشق خاصیت تو باشد
نه رابطه خاص تو با کسی......
آنکه نتواند به نیکی پاس هر مخلوق داد .......... از چه کرد این آفرینش را مگر مجبور بود ؟!
- #دین همچون شراب است. آن چنان را آن چنان تر می کند. حیوان ها را حیوان تر و انسان ها را انسان ت
- #بچه که بودم همیشه فکر می کردم چقدر بزرگن این آدما...و ترسیدم!
اما بزرگتر که شدم٬ دیدم چقدر کوچیکن...و ترسیدم!
- #